ویژگیهای ضروری یک مقاله درسطح ژورنال های تاپ

۳-جملات فاقد ساختار استاندارد فعل و فاعل و مفعول است.

۴- زمان نگارش بخش های مختلف مقاله از نظر حال و گذشته و آینده اصلا رعایت نشده است.

۵- نگارش جملات مقاله از نوع نگارش محاوره ای است و نه نگارش Scientific Writing. یعنی مثل این است که من بروم پشت میکروفون سخنرانی علمی بکنم و یک نفر همان جملات محاوره ای من را ( هرچند محتوای سخنرانی علمی است ) یادداشت کند و با همان فعل و فاعل و ساختار و جمله بندی ها بخواهد در یک مقاله آموزشی از آن استفاده کند. بعبارت دیگر بسیاری از پژوهشگران محترم ما اصلا فرق بین زبان محاوره ای و زبان بکاررفته درروزنامه های محلی و زبان بکار رفته در مجلات آکادمیک را نمی دانند و یا اگر هم می دانند آنقدر سرگرم فعالیتهای دیگر هستند که زمانی که برای نگارش مقالات خود درنظر می گیرند معمولا زمانهای مرده و زمانهایی است که خسته از سایر کارها هستند.

۶- بسیاری از پاراگرافها فقط با استفاده از یک جمله یا دو جمله نگارش شده است. یعنی پژوهشگر محترم واقعا نمی داند که معنای یک پاراگراف چیست و یک پاراگراف باید از چند جمله تشکیل شده باشد و یک پاراگراف باید چطور محتوای معنی آن در سیر و جریان کل داستان و متصل به سایر پاراگرافها باشد. مثلا مقاله ای را می بینم که بخش Introduction آن شامل ده پاراگراف است که هر پاراگراف هم از یک تا دو جمله تشکیل شده است. بسیاری از متون را مشاهده می کنم که سیر و جریان پاراگرافها اصلا پشت سر هم نیست و از نظم مشخصی برخوردار نیست. یعنی اینکه پژوهشگر محترم آمده است و همینجوری یکسری چیزهایی را نوشته و پشت سرهم قرار داده است.

۷-بسیاری از جملات خیلی طولانی است. گاهی می بینم که یک جمله از چهار تا پنج سطر و یا بیشتر تشکیل شده است.

۸-دربسیاری از موارد وقتی که یک جمله را می خوانم می بینم این جمله اصلا هیچ معنایی ندارد و کاملا مبهم است.

۹- در داخل مقاله می بینم که در آن بخشی از مقاله که باید به مواردی خاص اشاره شده باشد این کار انجام نشده است.

۱۰- در بخش متدلوژی مقاله می بینم که متدلوژی کاملا مبهم نگارش شده است و خواننده نمی فهمد که بالاخره این پژوهش چگونه انجام شده است.

۱۱- در آنالیز آماری مشاهده می کنم که آنالیزهای آماری سطح پایین برای توصیف و یا تفسیر یافته های پژوهش بکار رفته است.

۱۲- حتی برخی موارد می بینم که نویسنده همه بخشها را با هم قاطی کرده و آنچیزی را که باید در بخش Discussions بیاورد در بخش results آورده است و انچیزی را که بایددر مقدمه بیاورد در بخش Conclusions آورده است.

۱۳- مکررا مشاهده می کنم که اصل مهم ساده نویسی و خلاصه نویسی درمقالات رعایت نشده است. یک مفهوم را می بینم که درچندین جمله نگارش کرده اند درحالی که می شد همان مفهوم را در قالب یک جمله کوتاه و مختصر و واضح و شفاف بیان کرد.

۱۴- اشتباهات ویرایش ادبی فارسی که دیگر نگو و نپرس. مثلا می بینم که نویسنده در مقاله اش نوشته است:

دراین پژوهش برآن شدیم که فلان متغیر را بررسی کنیم. 

پژوهشگر محترم نمی داند که کاربرد کلمات و اصطلاحاتی نظیر “بر آن شدیم” و اصطلاحات مشابه ممکن است بعنوان یک اشتباه شایع و روتین در زبان ما جای افتاده باشد و مثلا در سخنرانی هایمان از آن استفاده بکنیم ولی جایی در مقالات آکادمیک ندارد.

۱۵- بطور بسیار شایعی می بینم که برخی از پژوهشگران محترم فرق بین مقدمه کتاب و مقدمه یک مقاله آکادمیک را نمی دانند و بخش مقدمه مقاله شان را همانند مقدمه یک کتاب نگارش کرده اند.

قصد پرگویی ندارم، ولی تمام خطاهایی را که در بالا لیست کرده ام و لیست واقعی آن چندین برابر طولانی تز از این لیست است را بصورت مکرر درمقالات آکادمیکی که پژوهشگران و حتی دانشجویان مقاطع دکترا نگارش کرده اند مشاهده کرده ام.

بعد از این مقدمه نسبتا بلند وارد اصل ماجرا می شویم و به تفکیک نوع مقالات آکادمیک، ویژگیهای یک مقاله خوب را در زیر معرفی می کنم:

یک. مقالات مروری:

یک مقاله مروری (به متاآنالیز ها کاری ندارم ) اگر بخواهد قابلیت انتشار در یک مجله تاپ را داشته باشد باید ویژگی های زیر را داشته باشد:

۱- نویسنده مقاله مروری باید فردی معروف در فیلد مربوطه باشد و خودش قبلا تعدادی پژوهش Original در همان فیلد انجام داده باشد. درغیر اینصورت مقاله مروری می تواند در مجلات متوسط و یا متوسط به پایین منتشر شود. بعنوان مثال، مقاله مروری که توسط یک دانشجوی کارشناسی ارشد یا پی اچ دی نوشته شده باشد قابلیت انتشار درمجلات تاپ راندارد مگر خلافش ثابت شود ( اگر از من بپرسید خواهم گفت: حتی اگر خلافش ثابت شود )

۲- موضوع انتخاب شده باید یک موضوع مهم روز باشد.

۳- نویسنده بعد از مرور دقیق تمام مقالات فیلد مربوطه باید به آن درجه از تسلط برسد که بتواند تمام دانسته ها و ندانسته های بشر در آن فیلد را در قالب یک بخش Discussion بسیار چشمگیر ارائه بدهد. با خواندن بخش دیسکاشن از این مقاله،‌باید خواننده بصورت اتوماتیک و خودکار به وضعیت فعلی دانش بشری در آن فیلد واقف شده و به Gaps in Knowledge آن فیلد برسد و بصورت خودکار در ذهنش بیاید که مسیر پژوهشهای آتی از کدام سمت خواهد بود. بعبارتی دیگر یک مقاله مروری تاپ مقاله ای است که تکلیف پژوهشگران در آن فیلد را مشخص می کند و راه های متنوعی از پژوهش های آینده را که باید در آن مسیرها گام بردارند به آنها نشان می دهد.

نتیجه گیری ما این است که اگر یک مقاله مروری حتی یکی از سه مشخصات ذکر شده در بالا را نداشته باشد تقریبا می شود پیش بینی کرد که راهی در مجلات تاپ ندارد.

دو. مقاله کیس ریپورت:

مقاله کیس ریپورت تاپ مقاله ای است که به یک مورد Unique اشاره کند و یا یافته هایی بسیار مهم از یک کیس غیر یونیک را درخود داشته باشد و یا مطالعه آن کیس ریپورت ارزش آموزشی بالایی داشته باشد و یا نتایج حاصل ای کیس ریپورت به گونه ای باشد که یک اشکال و ایراد در سیاستگذاری های کلان را به ما نشان می دهد و به Great Policy Makers یادآوری می کند که باید در سیاستهای کلان (مثلا سیاستهای کلان بهداشتی و یادرمانی در یک مورد خاص ) اصلاحاتی انجام شود. یک کیس ریپورت تاپ مقاله ای است که علاوه بر اینها مسیری را برای پژوهش های اوریجینال آتی نشان بدهد.

سه. مقاله نامه به سردبیر:

مقالات نامه به سردبیر یکی از انواع مقالات هستند که به سختی مورد پذیرش مجلات قرار می گیرند. ممکن است یک پژوهشگر دهها مقاله اوریجینال منتشر کرده باشد ولی توانایی انتشار یک مقاله از نوع Letter To Editor : LTE را نداشته باشد.

یک مقاله از نوع نامه به سردبیر می تواند حاوی یک پاراگراف و متشکل از چیزی حدود پنج تا ده جمله باشد. این مقاله درصورتی می تواند شانس خوبی را برای انتشار در یک مجله تاپ داشته باشد که اولا به موضوع مهمی از مقالات قبلا منتشر شده درهمان مجله اشاره کرده باشد و یا به موضوع مهم روز اشاره کرده باشد و دوما اینکه نویسنده مقاله به هنرمندی تمام توانسته باشد تسلط خود را بر موضوع نشان داده و در یک پاراگراف کوتاه و تعداد محدودی از جملات نه تنها به موضوع مهم ورود کرده باشد و بلکه تکلیف خواننده را هم با ارائه یک نتیجه کاربردی ارزشمند و ترجیحا ارائه هایپوتزهای ارزشمندی که قابلیت آزموده شدن در پژوهش های اوریجینال بعدی هستند روشن کرده باشد. نگارش و انتشار مقالاتی از نوع نامه به سردبیر و مقالاتی از نوع کیس ریپورت در مجلات تاپ، ازجمله سخت ترین کارهایی است که یک پژوهشگر ممکن است برای خودش تصور کند و بارها سخت تر از نگارش و انتشار یک مقاله اوریجینال در یک مجله تاپ خواهد بود.

چهار. مقاله از نوع Original Article:

این مقالات شایعترین نوع مقالات آکادمیک هستند. مقالات اوریجینال معمولا از بیشترین شانس برای انتشار درمجلات تاپ برخوردار هستند. شاید یک پژوهشگر برجسته در طی عمر علمی خودش بتواند یک تا سه مقاله اوریجینال تاپ در مجلات تاپ منتشر کند ولی نتوانسته باشد مقاله ای از نوع کیس ریپورت یا نامه به سردبیر در مجلات تاپ منتشر کند. با اینحال یک مقاله اوریجینال برای اینکه شایستگی انتشار درمجلات تاپ راداشته باشد باید شامل همه ویژگی های زیر باشد:

۱- برخلاف مقاله مروری، نویسنده مقاله اوریجنالی که می خواهد مقاله اش را به یک مجله خیلی معتبر بفرستد لازم نیست که حتما یک فرد مشهور باشد. ممکن است این مقاله اولین مقاله وی باشد ( هرچند که احتمال آن اندک است ).

۲- مقاله اوریجینال استخراج شده از پایان نامه دکترای تخصصی یا پی اچ دی می تواند شانس پذیرش در مجلات تاپ را داشته باشد، به شرطی که از ویژگی هایی که در ادامه معرفی می کنم برخوردار باشد.

۳- موضوع باید نو و جدید باشد و چیزی به علم اضافه کند. بعبارتی دیگر هایپوتزهای پژوهش باید آنچنان مهم و جدید باشد که وقتی سردبیر مجله چشمش به هایپوتز ها ( من نوشتم هایپوتزها ولی شما بخوانید Specific Objective ها ) در یک مقاله بیفتد نگرش مثبتی نسبت به آنچه قرار است از درون بخش های بعدی مقاله مطالعه کند در ذهنش ایجاد بشود. خلاصه کلام اینکه مقاله ای که به هایپوتز ها یا اسپسیفیک ابجکتیوهای مهمی اشاره نکرده باشد هیچ انگیزه ای در یک سردبیر مجله ایجاد نمی کند که ادامه بخش های مقاله را با اشتها بخواند.

۴- ساختار مقاله باید کاملا استاندارد و قابل قبول باشد. منظورم این است که بدون توجه به اینکه نوع پژوهش چه بوده است باید هر بخش از مقاله شامل نکاتی که لازم است باشد.

۵- بخش اینتروداکشن مقاله حاوی تمام جملات ضروری باشد، خوب شروع شده باشد و خوب Statement of Problem را مطرح کرده باشد و در مطرح کردن پرابلم به آمار و ارقام قابل توجهی اشاره کرده باشد و در انتهای این بخش نیز اسپسیفیک ابجکتیوها را بروش خوبی بصورت استاندارد نگارش کرده باشد.

۶- در بخش متدلوژی نیز باید به تمام آن چیزهایی که از یک متدلوژی انتظار می رود اشاره کرده باشد. باید Research design را خوب ارائه کرده باشد و جامعه مورد مطالعه و روش نمونه برداری و روش محاسبه حجم نمونه را خوب بیان کرده باشد و متدهای بکار رفته در پژوهش را بصورت منظم و درحد اقل تعداد جملات معرفی کرده باشد. خیلی به جزییات در بخش متدلوژی نپرداخته باشد ولی همه آن چیزی را که خواننده از این بخش انتظار دارد را نگارش کرده باشد.

۷- یک مقاله تاپ مقاله ای است که متدلوژی پژوهشی که مبنای آن بوده است نه تنها فاقد اشکال و عیب و ایراد باشد، بلکه یک متدلوژی جالب باشد. مثلا پژوهشگر آمده باشد و یک ابزار سنجش جدید را برای اندازه گیری متغیرهای مورد مطالعه بکار برده باشد و یا اینکه نوع Research Sedign بجای آنکه مثلا از نوع Cross sectional باشد از نوع Case Control و یا Cohort و یا مطالعات Experimental and Interventional باشد.

۸-در بخش یافته های پژوهش باید بعد از ارائه برخی یافته های عمومی مرتبط با جامعه مورد مطالعه به یافته های اصلی پژوهش بپردازد. یک نکته بسیار مهم این است که استفاده از جداول متعدد و زیاد یکی از چیزهایی است که کیفیت مقاله را کم می کند. جداول هرچه کاملتر و تعداد آنها کمتر باشد بهتر است. معمولا می شود نتایج ده جدول را در سه تا چهار جدول جامع تر دسته بندی کرد. ساختار جداول و نحوه ارائه یافته های عددی داخل جدول نیز خیلی مهم است چون معمولا با نگاه به جداول می توان برآوردی مناسب از کل یافته های یک پژوهش را بدست آورد.

۹- بخش یافته های یک مقاله تاپ باید حاوی یافته هایی باشد که ترجیحا از درون یک آنالیز آماری سطح بالا و یا هرنوع روش تحلیلی سطح بالای دیگر تشکیل شده باشد. مثلا اگر پژوهش از نوع Quantitative است بهتر است که آنالیزهای آماری چند متغیره یا Multivariate statistics را بکار برده باشد. مثلا موارد زیر:

Factor Analysis

SEM

MLR

Logistic Regression

ANCOVA

و موارد مشابه.

مقاله ای که در بخش انالیز آماری آن از متدهای سطح پایین استفاده کرده باشد معمولا شایستگی مطرح شدن درمجلات تاپ راندارد. مثلا آنالیزهای آماری از نوع زیر همگی آنالیزهای آماری ای هستند که فقط در سطح پژوهش های کارشناسی ( مقطع لیسانس ) قابل قبول هستند و حتی برای پژوهش های مقطع کارشناسی ارشد قابل قبول نیست یا لا اقل به تنهایی قابل قبول نیست. مثلا روشهای سطح پایین زیر:

T- student

Chi Square

Spearman Rho

Pearson product Momentum Analysis

SLR

ANOVA

 و موارد مشابه.

مکررا ایمیلهایی دریافت می کنم که پژوهشگر یک مقاله برایم ارسال می کند و از من می خواهد که یک مجله ای به ایشان معرفی کنم که مقاله ایشان را سریع درعرض دو هفته پذیرش بدهد و آن مجله آی اس آی هم باشد و علاوه بر آی اس آی بودن دارای ایمپکت فاکتور بالا هم باشد و بعد به مقاله که نگاه می کنم می بینم کمپلکسی از همه اختلالات نگارشی، کمپلکسی از بی ساختاری در مقاله، کمپلکسی از تمام اشتباهات رایج در مقاله نویسی است و به آنالیز آماری آن هم نگاه می کنم و می بینم از آزمون تی استیودنت یا کای اسکوئر استفاده کرده است!

۱۰- بخش بعدی از یک مقاله اوریجینال بخش بحث یا Discussions است که این بخش دراصل قلب یک مقاله اوریجینال است. بخش دیسکاشن جایی است که پژوهشگر وارد معرکه شده و مهارت خود و تسلط خود به موضوع مورد پژوهش را به رخ خواننده می کشد. مکررا مشاهده کرده ام که در بخش دیسکاشن پژوهشگران محترم ما آمده اند و فقط به ارائه نتایج پژوهش های قبلی و آنهم بصورت فله و غیر دسته بندی شده و غیر هدفدار اقدام کرده اند. در بخش دیسکاشن یک مقاله اورجینال نویسنده باید حتما دلایل و اهمیت یافته های پژوهش را که قبلا در بخش Results ارائه کرده بود را بیان کند و باید به مقایسه نتایج خود با سایر پژوهشها بپردازد و تشابهات و تناقضات یافته های خودش با سایر پژوهشها را به بحث بکشاند و دلایل تشابهات و دلایل تناقضات را هم مطرح کند و مثلا بگوید که چرافلان پژوهشگر که در آمریکا همین پژوهش را انجام داده است نتیجه ای کاملا متفاوت با پژوهشی که ما مثلا در ایران یا روی یک جامعه مطالعاتی دیگر انجام داده ایم بدست آورده است. بحث کردن روی همین شباهتها و تناقضات چیزی است که عملا و مستقیما چراغ هایپوتزهای جدیدی را در ذهن خواننده مقاله روشن می کند. دربخش دیسکاشن علاوه بر همه اینها نویسنده باید به محدودیتهای پژوهش یا Limitation of study اشاره کند.

۱۱- در بخش کانکلوژن نویسنده باید بتواند چکیده ای از یافته های پژوهش و اهمیتهای کاربردی یا بیسیک آن یافته ها را بهمراه ارائه هایپوتز های جدید و روشن کردن مسیر آینده پژوهش را همه را با هم درقالب یک پاراگراف متشکل از سه تا پنج جمله کوتاه ارائه دهد. چکیده پژوهشی که فاقد این مشخصات باشید شایستگی انتشار درمجلات High Quality را نخواهد داشت.

منبع مبشران دانش

/ 3 نظر / 231 بازدید
seven

ostad shoma mitonid shive era'e ham tadris konid babate hameye matalebeton binahayat 3pasgozarim

محمد رضا ياورزاده

بسيار عالي

پژوهشگری از دیار یاران

پژوهشگر گرامی قبل از هر چیز ما فارسی زبان هستیم متن بسیار خوب و راهگشایی بود ولی کلمات فارسی را اگر به معادل فارسی برگردانید عالی است.